تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دلهایی که آنها را راندند ، تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست .  چه حسی است دوست داشتن کسی که تمام وجودت را فراگرفته و حال غروری که مانع از بیان احساس درونت شود ، امروز تمام هستی ام را باخته ام دیگر نه راهی برای برگشت دارم و نه بهانه ای برای ماندن من مقصر بودم تمام احساساتش را نادیده گرفتم غرورش را خورد کردم با عشقش بازی کردم ، اما حال پشیمانم میخواهم دوباره برگردد امّا ....... کاش می شد . رفته ، مرا از دل رانده ، دیگر جای در قلبش برای من نیست دیگر فراموش شده ام می نویسم تا بداند دوستش دارم .

.امروز زیباترین و قشنگترین خاطراتم را مرور می کنم امّا این بار با حسرت هرگاه به گذشته فکر می کنم به وقتها و لحظاتی که قشنگترین حرفها را برایم می گفت به زمانی که با قشنگترین جملات بازی میکردیم به لحظه ای که برای اولین بار دیدمش ، به شبهای که تا صبح با یادش می خوابیدم ، به لحظه ای که میشماردم تا برگردد تا بتوانم دوباره ببینمش به رویاهای که درنیمه راه ماندن . حالا من خسته ..... نا امید ..... به آخر رسیده ..... همیشه دلم میخواست به سفیدی برسم و به اوج امّا دارم از همون اوج پرت میشم پایین لحظۀ آخر ............. سقوط از همۀ اندیشه هام ....... " پایان زندگی "



چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!
..........................................................................................
نمی خوام کسی چشمهای خیسم رو ببینه
وقتی غروب دلگیر طلوع کردو نسیم سرد تاریکی وزیدن گرفت
من خسته با چشمانی غبار گرفته خیابانهای فرسوده شهر را بسوی اتاقک تنهاییم می رفتم
شب بود ...وتاریکی .... و سکوت ...من و تنها یی می رفتیم
موسیقی باد با اوازگرگ شب ورقص حشرات...ومن تنها ...می رفتم
نگاهم به اسمون بود انگار نور پردازی این کنسرت را برعهده داشت
گاهی پرستاره بود گاهی بی ستاره بود گاهی مهتابی بود ..گاهی خالی بو د
هر شب خیره به اسمان می شوم ...خدایا این همه ستاره یعنی هر انسانی یک ستاره داره ؟؟!!
به هر کی یکی میرسه
ستاره ای درخشید... واسم چشمک زد.. دستم رو دراز کردم که بگیرمش ...خاموش شد یکی دیگه خواستم بگیرم اونم تو تاریکی شب گم شد
خدایا نمی دونم چرا همه از من فرار می کنند راستی خدا میگن هفت اسمون خلق کردی
تو همه شون ستاره داری ...تو کدوم یکی بیشتر داری ...میشه نشونم بدی
کدوم اسمونت ستاره هاش مهربونترند ...عاشق ترند
کاش خدایا بزاری شبا ستارها بیان به خوابم
یا که من برم به خواب ستاره ها


صفحات وبلاگ
پيوندها
 
RSS Feed